|
تولد ۵ سالگیت مبارک وبلاگم! ۵ سال با تمام سختی ها و مشکلات و خوشی ها ....گذشت ... بعد از اینم .... نمی دونم تا چند سال دیگه همراهمی ... اما خوشحالم که هستی.
مطمئنا نوشتن رو هیچ وقت ول نمی کنم ... اما تو این مقطع حقیقتا آرزو می کنم بجای 24 ساعت هر شبانه روز 30 ساعت بود . حیف که وقت نمی کنم بنویسم ...(حداقل مقطعی و الان)
مث آویزون شدن به یه تکه چوب وسط دریای خروشانه . فقط باید بذاری امواج ببرنت . یا به جزیره ، یا به گرداب . باید چشم هاتو ببندی و منتظر اتفاقش باشی .
ا ی قندیلهای بزرگ و برنده ی سرما
در میانتان نهاده اند مرا از شما وحشتی نیست ای همه خستگی های از پای در آورنده توان از پای در آوردن من در شما نیست
مرا ببخش
مداوم با هم نبودن از چیزی کم نمیکند هنوز هم با همان بکارت با هم هستیم.البته حالا هنوز هم فرقی نداره که شب و روز کنار هم نیستیم ، با هم بیدار نمی شیم ... با هم صبحانه نمی خوریم . با هم درس نمیخونیم ، با هم چت نمیکنیم با هم نمیخوابیم و حتی با ... هم نمی ...، مطمئن باش هنوز هم همه چیز مثل اول سرجای خودش هست هنوز هم من ذوق با هم بودن ، با هم قدم زدن ، دست هم را گرفتن ، حرف زدن را دارم .یادته چقدر تو بوفه چایی خوردیم؟... من از همین طوری ماندنشون عجیب لذت میبرم ... همینه که وقتی خودم و شرایط حاضر رو می بینم غمگین نمیشم ... تو همیشه هستی ! اینجا! تو قلب من!
من ، سلام!
تصور اینکه برای همیشه هستیم و زنده خواهیم بود چقدر زجر آوراست .چقدر دردناک است دانستن اینکه همه چیز تا ابد هست.دیگر زندگی ارزش زنده بودن را ندارد ، آن قدر هستیم که دلمان برای بودنمان نمی سوزد.زندگی آن قدر دراز میشود که زمان بی معنی میشود عرضه از تقاضا بالا تر است آن قدر بود هست که کسی برایش ارزشی قائل نخواهد شد و زندگی قیمتش افت میکند رایگان میشود. و وقتی که بودن از ارزش افتاد هیچ ارزشی جرئت بودن نخواهد داشت.هیچ ارزشی وجود نخواهد داشت . هیچ بودی وجود نخواهد داشت. مرگ و نیستی قسمتی از وجود است لازمه ی وجود نابودیست!
چند وقته خوابهای واهی و حشتناک میبینم! خوابهای ادامه دار ! نمی دونم چرا...
از بین همه کارهای نکرده فقط به اندازه ی یکدونه "یک" میتوانست سهم من باشه ، تا باور کنم که بلاخره مقصر من هم هستم.
گاه برای ساختن باید ویران کرد،
حافظ:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را صائب تبریزی: اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را شهریار: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
خستــه میشــود از عروسکش
"من" عزیز سلام گفتی : "عشقت از جنس رویاس..." آفرین ! این چیزیه که آدما همین جوری به دستش نمی یارن البته عشق های رویایی آدما همه با هم فرق می کنه . شاید عشق رویایی من ، عشق زمینی و پستی از نظر کسی دیگه باشه . و خیلی خیلی موارد دیگه ای که عشق و ابراز عشق رو سخت و سخت تر می کنه . اگه از من می شنوی عشقت رو به کسی عرضه نکن .خودخواه باش و فقط واسه خودت نگهش دار . یادت باشه که همیشه نقطه ضعف آدما عشقشونه. گفتی : "قدر اسمتو بدون .اسمت مقدسه..." مرسی که این همه لطف داری به این اسم و به من. اما به نظر من اسم آدما بی ارزش ترین چیزیه که دارن . مهم اینه که با شنیدن یه اسم یاد چه چیزی بیوفتیم و چه حسی پیدا کنیم ، حس خوبی ، پاکی یا نفرت ...و اینکه اسم ظاهر آدماس... مهم باطن آدمه ... گفتی : "تاحالا عاشق شدی؟ سخته مگه نه؟"
بانو صدايت بكنم يا نكنم فرقي نمي كند !!!
بهتره سرم داد بزني و بگي : كسي مسئول دلتنگي ها و مشكلات ما نيست . اگر ردپاي دزد آرامش را دنبال كني به خودمان خواهي رسيد كه در آخر هر مفهومي لنگر انداخته ايم و همه تلنبارهای مربوط و نامربوط را زير و رو مي كنيم ...
چرا وقتی کسی به ما احترام می زاره ، ما فكر مي كنيم طرف از ما مي ترسه؟؟؟ |
About
وقتی که کسی را نمی یابیم که حرفهایمان را گوش کند، وقتی که هیچ کسی نیست که به درد دل ما توجهی داشته باشد ، آنگاه با «خود» گفتن و با «خود»حرف زدن راتجربه می کنیم
Home
|