تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

تو کجایی؟
  بین این همه آدم
     این همه شمع
        لباس های سیاه
           این همه اشک
                وگریه ی ... 
                            

                                      تو کجایی؟

                                                     زینبی هایت کو ؟

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت23:12توسط سينا | |

وقتی افتادم ، کمکم کردی
غرور تکه پاره ام را به من برگرداندی
امید را ازتو یاد گرفتم،
وقتی می خواندمت صدایم را می شندیدی ...
توهمیشه برایم یاری وفادار بودی ( و هستی ! )
شاید هیچ وقت ندانی که چقدر دوستت دارم !
اما از این مطمئن باش
که صبحدمی را چشم خواهی گشود که تمام دل نگرانی هایت از بین رفته باشند !


امروز روز مهمیه واسه من ! یه مطلب بلند بالا نوشته بودم واسه امروز که پست کنم اما دیدم که نه بهتره که همون جور خاموش بمونه!
بهار من ، این شعر  رو تو این روز به تو تقدیم می کنم بخاطر تمام کمک هایی که به من می کنی.

+نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت9:45توسط سينا | |

بخدا تنها بودن هم مقدسه !

نه اون تنهایی که کسی دور و ورت نباشه ؛تنهایی که احساس کنی کسی حرفتو نمی فهمه

و تو هم حرفهای اونا رو حرف حساب نکنی !

+نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت1:6توسط سينا | |

بعضی از غصه ها آنقدر عمیق خوره ی روح می شوند که در خلوتشان تنها باید گریست ،و بعضی از نگاه ها و حرفها آنقدر مرهمند که به پاسشان تنها باید سر تعظیم فرود آورد .

ای کاش بتوان مرهم زخمی که با ابراز همدردی تان باعث شدید را روز شادیتان جبران کرد ...

 

نمی گم که فراموشش کردم با دیگه بهش فکر نمی کنم و برام مرده ؛ اما خدا رو شکر که یه مقدار از مشکلاتم حل شده و ...

 

 

بگذریم !

سلام !  بلاخره ترم تموم شد و ما موندیم و دلهره های خاص پایان ترم !

حالا هم برگشتم به خونه و به اصطلاح دارم تعطیلات رو طی می کنم

 

راستی !  یکی از بهترین دوستام و شاید حتی بشه بهش گفت  بهترین دوستم بلاگفایی شده و جالبه که بدونید من،مرده  شاعره ! و این وبلاگ رو هم ساخته فقط بخاطر اینکه اشعارشو بذاره .( بهتره که دیگه در موردش هیچ توضیحی ندم و شما خودتون ببینید اما خداییش شعراش جالبن و خوندنی ! من که سبکشو دوست دارم !   

 

همین فعلا !  

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت23:4توسط سينا | |