|
سلام، منم به نوبه ي خودم سال نو رو به شما تبريك مي گم ،اميدوارم كه سال جديد سال خوبي واسه شما باشه و موفق تر از هميشه باشيد . يه مطلب پيداكردم درباره ي نوروز و مراسم نورورز كه فكر مي كنم ارزش خوندن رو داشته باشه اميدوارم خوشتون بياد. امشب؛ بعد از سال تحويل به ياد خودم ، خانواده ام ، دوستام و تمام اونهايي كه برام عزيز هستن و مهم ، تفالي زدم به حافظ ، حافظي كه هميشه خوندن اشعارش خالي از لطف نيست . خيلي عجيب بود شعري كه اومده بود سرشار از اميد وسرزندگي بود حيفم اومد تو وبلاگ ننويسمش روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد صبح اميد که بد معتکف پرده غيب گو برون آی که کار شب تار آخر شد آن پريشانی شبهای دراز و غم دل همه در سايه گيسوی نگار آخر شد باورم نيست ز بدعهدی ايام هنوز قصه غصه که در دولت يار آخر شد ساقيا لطف نمودی قدحت پرمی باد که به تدبير تو تشويش خمار آخر شد در شمار ار چه نياورد کسی حافظ را شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد
نه آب تازه و پاكي
آمدن تو را طلب می کنم اما... ماندن تو را ...
نه .... که اگر رفتنی باشی .... بهتر که ماندن تو , فقط آرزوی من باشد ... نه به بند من ...
|
About
وقتی که کسی را نمی یابیم که حرفهایمان را گوش کند، وقتی که هیچ کسی نیست که به درد دل ما توجهی داشته باشد ، آنگاه با «خود» گفتن و با «خود»حرف زدن راتجربه می کنیم
Home
|