تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

سلام

من كه ديگه نوشتم خشك شده

فعلا يه دوستي داره كمكم ميكنه كه درش تخته نشه

هر چند كه خودم هم هنوز هستم!

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت2:46توسط سينا | |

من دوتا چشم دارم که از توشون می تونم به دوتا چشم تو نگاه کنم:

 آهای تو چی هستی اون پشت؟ پشت اون دوتا سوراخ براق، که عکس من افتاده روت ... تو واقعا چی هستی بجز «یه آدم دیگه»؟

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت2:24توسط سينا | |

 

گاهي ازت مي ترسم و اين دقيقا زماني هست كه دوباره به تمام پيش فرض هام شك ميكنم ... بعد دوستت دارم و دلم می خواد افكارت و بخوانم....

چی بهت بگم؟

بگم دوست دارم؟

نه ! بهت نمی گم !
باهاس تو دل خودم و و اسه خودم بمونه !

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت0:57توسط سينا | |