تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

سلام

تابستون هم تموم شد !

رفتیم خرمشهر دانشگاه  !

بای

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت20:13توسط سينا | |

 

 

دوستی رفت.

 

 

هر لحظه، هنوز،

كالبد تنهای دوستی ما، 

روی تخت خالی،

                   نفس می‌كشد.

 به امید اینکه ....

 

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت13:18توسط سينا | |

دلم زمستون میخواد و لباس زمستونی .. دلم برای کفشهای زمستونیم تنگ شده .. ببین ، تو که میگن اون بالا نشستی .. میشه لطفا زمستون و حکم لازم کنی آیا ؟!!!

+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت17:3توسط سينا | |