تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت15:47توسط سينا | |

نخواستن معنیش نتوانستن نیست ، فقط نخواستن هست .. و من نمیخواهم .. اتفاقات همون چیزهایی هستند که من منتظرشون هستم .. همین!

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت12:58توسط سينا | |

خوبم ، یعنی یه جورایی خیلی خوبم . انگار دارم روی یه بند راه میرم با تمام آرامش .. انگار که برگشتم به خیلی چیزا .. به خودم به چیزایی که دوست دارم و بیشتر و بیشتر به خودم .. میدونی انگار که مطمئنم همه چیز خوب پیش میره یعنی یه جورایی اون نگرانیه  داره می پره یه جورایی اون بهانه ای که حسابی دنبالش بودم لزومی به بودنش نبود .. خوب بود حتی بی بهانه .............!
 
پ.ن: خواهش مي كنم خواب نباشم !‌

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت10:51توسط سينا | |

اخلاقم بد شده خب چي کار کنم ؟ هميني که هست .مممم . خب يه مدت با آدمها ساختم و رفتار آدمها رو توجيه ميکردم خب حالا ديگه اين کارو نميکنم ديگه ميخواهم توقع داشته باشم و يه کم هم خودخواهي چاشنيش کنم راستي ميخواهم خيلي چيزا رو هم نفهمم . آهان حالا آدم شدم ... به همين سادگي !!!                       د ی گ ه ب ر ا م  م ه م  ن ی  س ت !

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت0:45توسط سينا | |