دیدی اینقدر هول شده ام نقطه ته خط را نگذاشته میام سرخط...اصلا می دونی من دلم نقطه ته خط نمی خواهد...همين سه نقطه ها رو بيشتر دوست دارم ...حتی گاهی چهار يا پنج تا....دلم خوش ميشود که ادامه معنی بیشتر و پر بار تری داره ......
+نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت12:37توسط سينا |
|
هنوزم ميتونم با يه دعواي كوچولو ساعت ها تنها باشم و بغض كنم.هنوز ميتونم خواب ببينم.حتي ميتونم تو خوابهام زندگي كنم.حتي ميتونم آدم ها رو دوست داشته باشم.حتي ميتونم خنگ باشم و چه مهربوني بيشتر از اينكه خنگ باشي! خنگ باشی و به همه با یه نگاه خوب و صاف نگا کنی ...
ولی خوب ! من این و {حتی اگه بهش گفت خنگی} دوس دارم !
و می خوام همیشه اینجوری باشم !
+نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت13:6توسط سينا |
|
About
وقتی که کسی را نمی یابیم که حرفهایمان را گوش کند، وقتی که هیچ کسی نیست که به درد دل ما توجهی داشته باشد ، آنگاه با «خود» گفتن و با «خود»حرف زدن راتجربه می کنیم چه بسا وبلاگ نویسی نیز محصول همین فرایند حرف زدن با «خود»باشد و چه فرایند مقدسی !!!