|
این روزها بیشتر از همیشه آرامم ، بیشتر از همه وقتهایی که یادم می آید... این روزها زیاد می نویسم ... زیاد راه می روم ، زیاد می خوابم ، زیاد ساکت ام ، زیاد خسته می شوم ، زیاد نگاه می کنم ، زیاد فکر می کنم ... زیاد یه مرگیم است ... ولی آرامم باز تا مغز استخوانم آرامم ، کاغذهایم زود سیاه می شوند ، حرفهایم زود تمام می شوند .. حیف که گوشهای تو دیگر خوب نمی شنوند ، که من دیگر خوب حرف می زنم...
چرا همه هستن؟ بخدا من این همه رو نمی خوام.حاضرم این همه رو فدای یکی کنم. بکی که باشه .بمونه، و همیشه بمونه .
خیلی خیلی زود تر از اونی که فکرشو بکنم سال 85 هم تموم شد یادمه کتاب آیین نامه مقررات راهنمایی و رانندگی رو ورق می زدم یه جا نوشته بود همیشه طوری رانندگی کنید که انتظار دارید بقیه رانندگی کنند امیدوارم ما بتونیم جوری با بقیه رفتار کنیم که دوس داریم بقیه باهامون رفتار کنن... خلاصه
|
About
وقتی که کسی را نمی یابیم که حرفهایمان را گوش کند، وقتی که هیچ کسی نیست که به درد دل ما توجهی داشته باشد ، آنگاه با «خود» گفتن و با «خود»حرف زدن راتجربه می کنیم
Home
|