تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

میخوام اعترافی بکنم ... میخوام اعتراف کنم که شدیدم و از شدت خودم درمونده ... وقتی ساکتم خیلی ساکتم ... وقتی حرف میزنم خیلی حرف میزنم... وقتی خوشحالم زیادی خوشحالم ...وقتی غمگینم زیادی غمگینم...وقتی داد میزنم نعره می زنم ... وقتی گریه میکنم زاری میکنم...وقتی عصبانیم میتونم بترکم ... وقتی مهربونم میتونم برم هوا... وقتی امیدوارم امّیدوارم ... وقتی نا امیدم نومیدم... وقتی میخوام خیلی میخوام ... وقتی نمی خوام اصلا نمی خوام... وقتی سردمه یخ میزنم ... وقتی گرممه می پزم... وقتی نگرانم خیلی نگرانم ...وقتی بی خیالم بی خیالترینم...وقتی بیزارم بی اندازه بیزارم ...وقتی دوست دارم بی اندازه دوست دارم .. وقتی دوست دارم بی اندازه دوست دارم ... وقتی سفیدم خیلی سفیدم...وقتی سیاهم خیلی سیاه... ....آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت13:59توسط سينا | |