تبليغاتX
نوشتن با چشم های بسته

نوشتن با چشم های بسته

نیم آنچه به شما می گویم معنایی ندارد ، اما آنرا می گویم تا معنای نیم دیگرش کامل شود

مي دوني؟
حضور داشتنت يه چيزه لمس حضورت يه چيزه ديگه س
 تو همين يه چيز ديگه هه هست كه نمي زاره آب خوش از گلوم پايين بره
 از طرفي اون يه چيزه هم باعث ميشه كه زياد احساس تشنگي نكنم !!!
تو که نمی دونی ! می دونی؟

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت15:35توسط سينا | |

یادت نره ! اینکه خیلی چیزا رو با هم گذروندیم ... تمام جا هایی که با هم رفتیم دو نفری.... تمام اون لحظاتی که از ته دل خندیدیم ... تمام درد دل هایی که برا هم می کردیم ....یادمون نره همه اون چیزایی که نخواستیم بنویسیم و همه اش مونده بود تو ذهنمون ... یادمون نره که چقدر خندیدیم و از ته دل !
 یادمون نره که یه عالمه اسم خط خطی شده داریم(از همه ! ) ... و یه عالمه تجربه های شده و نشده !

برای محمدم !

+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت21:31توسط سينا | |